خدایا بازم دلم شکست

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 23:49 توسط دل شکسته...|

روزی دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود،پرسید:
«چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟»
پسر جواب داد: «دلیلشو نمی‌دونم؛ اما واقعاً دوسِت دارم!»
تو هیچ دلیلی نمی‌تونی بیاری؛ پس چطور دوسم داری؟ چطور می‌تونی بگی عاشقمی؟
من جداً دلیلشو نمیدونم؛ اما می‌تونم بهت ثابت کنم!
ثابت کنی؟ نه! من می‌خوام دلیلتو بگی!
باشه.. باشه! میگم؛
چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
باملاحظه هستی، بخاطر لبخندت..
آن روز دختر از جواب‌های پسر راضی و قانع شد.
متأسفانه، چند روز بعد، دختر تصادفی وحشتناک کرد و به حالت کما رفت.
پسر نامه‌ای در کنارش گذاشت با این مضمون:
«عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم؛
اما حالا که نمی‌تونی حرف بزنی، می‌تونی؟ نه! پس دیگه نمی‌تونم عاشقت بمونم!
گفتم بخاطر اهمیت دادن‌ها و ملاحظه کردنات دوسِت دارم؛
اما حالا که نمی‌تونی برام اونجوری باشی، پس منم نمی‌تونم دوست داشته باشم!
گفتم واسه لبخندات عاشقتم؛ اما حالا نه می‌تونی بخندی و نه حرکت کنی!
پس منم نمی‌تونم عاشقت باشم!
اگه عشقهمیشه دلیل بخواد مث الان
پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره!
واقعاً عشق دلیل می‌خواد؟
نه!
معلومه که نه!
پس من هنوز هم عاشقتم.»
 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 0:11 توسط دل شکسته...|

روزی خواهد رســــــــید....


که دیگـــــــــر....

نه صدایم را بشنــــــــوی...

نه نگــــــــاهم را ببنی...

نه وجودم را حس کنـــــــــی....با اشکت....


سنگ قبر خاک گرفته ی مرا.....


وان لحظه است...که معنی تمام حرف های


گفته و نگفته ام را میفهمی

ولی....من ...دیگر ...نیستم....

نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت 0:33 توسط دل شکسته...|


ســـیگارتـو مـیکـشی
تـیـغو میـکشی رو دســتت
کـمی مـیسـوزه
دیــدن خـونت آرومـت مـیکنی
سرتـو تـکیه مـیدی به دیــوار و
بــقیه سـیگارتـو مـیکـشی
کـم کـم احـــساس مـیکنی
دستـات ســرد شـده
بـدنت کــرخ و سـست شـده
سـرت یـه جــوریه
حـال خــوبیه
چـشم به دسـت و کـف اتـاق
مـیدورزی
و انـتظار مـیکشی
انـقدر سـیگار میـکشی تــا
وقـتش که رسیـد سـیگار از گوشه لـبت مـیفته و مــیری …

 


خـیلی سـخـته وقــتی داری پـست عاشــقانه
مـیذاری از خـیسی کلـیدای کیـبوردت بفـهمی
داری گــریـه میـکنی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 0:58 توسط دل شکسته...|

بزن بارون ببار آروم

بروی پلکای خسته ام

بزن بارون تو میدونی

هنوزم یاد اون هستم

http://s2.picofile.com/file/7116770428/k3y80jch8d8kg2nwgol.jpg

ساز دهنی ام را بی حضور تو به دهانم می گذارم

و سرخوش از عشقت نوای خاموش قلبم را می نوازم

تا شاید نسیم صدایم را به تو برساند

و باز تو را به یاد قلب سوخته ام بیندازد

گر چه خیلی دیر است اما

هنوز هم چشم به راه جاده ای هستم

که از ان به اسمان ها پیوستی

و هیچ کبوتری خبر از برگشتنت نیاورد و

باز هم کنار جاده بی حضور تو می نوازم

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 0:19 توسط دل شکسته...|

نایت نما56.jpg

وقتی داری بهش خیانت میکنی
به روزهای خوبی که باهم داشتین فک کن
به گریه ها و خنده هاتون
به خاطراتتون
به عشقتون و سختیهایی که برای باهم بودن کشیدین
حتی به دعواهاتون که فوقش 2ساعت قهر بودین
اون وقت ببین کسی که باهاشی میتونه جای اونو پر کنه؟
میتونه مثل اون باشه؟
اون وقت ببین طاقت داری دستای اونم تو دستای یکی دیگه ببینی؟
فک کن اگه بفہمه خیانت میکنی چقدر دلش میشکنه
یاد اشکاش بیفت وقتی فهمید بهش خیانت کردی
اما باز باهات موند
خودت روت میشه دوبارہ داغونش کنی؟
ببین ارزششو دارہ بازم چشماش بارونی شه؟
فقط 1 بار خودتو جاش بذار ...

نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 13:41 توسط دل شکسته...|

پسر : عشقم ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟
دختر : ﺑﺎﺷﻪ عشقم ...ﺑﮑﻨﯿﻢ...
پسر : ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ...
دختر :ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ...
پسر: ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ..
24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ دختر ﺍﺯ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ...
24 ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ دختره ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼپسر .. ﺩﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽﮐﻨﻪ...ﺩﺍﺧﻞ
ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ پسر ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ
ﻭ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻫﺴﺖ...
ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ : 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﯼ... ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ
ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ...ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ...

نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1392ساعت 16:14 توسط دل شکسته...|

وقتــی کـه رفتــی فکــرِ همــه چــیـــز را کــرده بــودی !

 فکــر شــب هـــا بـدونِ مــن خوابیــدن ، شعــر گفتن ، چای خـوردن و ... امّــا کــاش فکــری هـم به حــالِ مــن  می کردی ..

 خیالــی نیســت ایـن را هم میگذارم پــایِ عـاشــق نـبـودنـــت ..

 امّــا راستــی فکــرِ این را هم کردی که دیگـر چه کسی نگرانــت می شــود ؟! نگرانِ بی خوابی هــا ، خستگــی هــا ،  خط

هــایِ روی پیشانی ات و حتــــی دلتنگــی هـایت برایِ دیگری ...

 کــــــــــــاش دوباره کسی پیدا شــود که به اندازه ی من دوستت داشته باشد ..

 کـــاش او هـــم با تمـــامِ بی تفـــــا وتـــی هــایـــت ، بـــخـــواهَــــــدَت ..

 بــرایِ "دیدنــت" بهــانه بیاورد و زور بگــویــد .. به بهتــــر از تـــو بگویــد خودش "بهتــرین" را دارد .. تــو را با "دنیــــــا " عوض

نکنـــد ..

کــاش وقتــی عصبانــی شــدی و سَــرش فـریاد زدی احترامــت را نگــه دارد .. کــاش برایِ دیدنِ خنـده هــایــت همه چیزش

رابــدهــد ..

کـــاش یادش باشـــد صبــح هــا برایــت صـدقه کنــار بگذارد ، چشم هایش راببنــدد ، آیــه الکرســی بخــواند و در خیالــش

برایـت فوت کند .. شـــبِ آرزوهـــا کــه رسیـــد فقط برایِ خوشبخــتیِ تــو دعــا کــنــد ..

نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1392ساعت 15:56 توسط دل شکسته...|

دانلود موزیک جدید

تیپهای خاص و سنگین مثل مشکی...

لباس... شلوار... همه مشکی...

ادکلن خاصی که بوی تلخش با سیگار قاطی شده...

همیشه کنیاک... گاهی ویسکی... گاهی ودکا...

چایی... قهوه... نسکافه... به هیچ وجه...

همیشه در حال اب خوردن...

ساعت 12 شب به بعد تنهایی با ماشین...

مست ه مست...

سیگار فقط مارلبرو...

بعضی شبا ساعت 10 به بعد تنهایی قدم زدن و بی تفاوت سیگار کشیدن...

همش در حال فکر کردن... فکر پشت فکر...

یه لبخند خسته...

همیشه و همه جا گوشه گیر و تنها...

پشت چراغ قرمز و خریدن فال...

مکالمه های تلفنی در حد 1 دقیقه...

بیشتر وقتا خونه... نت...

سر قرار بی تفاوت... ریلکس و بدون هیجان و عجله...

در برابر خیانت و دروغ یه لبخند خسته و یه نگاه پر حرف...

شبا بیدار... روزا خواب...

صبونه و نهار یکی... اما شام تکی...

همه و همه چی یادگاری...(فندک...موبایل...ساعت...عطر...دستبند... و ...)...

پیک خوردن در حین مرور خاطرات...

طعم تلخ خیانت...

فراموشیه بیش از حد... بیخیالی...

نشنیدن صدای ادمای دور و برت...

گوش کردن به اهنگهای قدیمی...

بغل کردن بالش...

بدون خنده... بدون گریه...

ادمایی که هیچی براشون مهم نیست...

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 15:4 توسط دل شکسته...|

دانلود موزیک جدید

چه شب ارومیه...!!!

باد میزنه به تن لخت و سرد من...

خاکسترهای سیگارم تو هوا به رقص در میان...

پکهای من یواشتر از همیشه هست...

به جرم اینکه گفتم منو نادیده میگیرن...

قفل قفلم به این اتاق لعنتی...

تلخ تلخم این روزها...

این روزها دیده نمی شوم...

بال و پرم چیده شدن...

شانه هایم خمیده شدن...

چه غریبه شدم ازم رو برمیگردونن...

دارم پاک فراموش میشوم ...

تنها یک ارزو دارم... خوابی ابدی...

حق داری بری برو...

من یه زندونیم تو خودم حبس شده ام...

کاش میشد یک بار چشم هارو باز کرد...

دنیای من هم دیده می شد توش...

خیلی ها از من گذشتن...خیلی وقته که محتاج کسی نیستم...

بسته شدم به این اتاق لعنتی...نه فکری دارم نه رویایی...

تنها شدم... دنیام خیلی وقته ریخته به هم...

سیگارم و روشن میکنم...باورش سخته...خیلی سخته...خیلی شکستم...دور شدم از این دنیا...بین زمین و اسمون معلغم...

هه...سیگار بعدی و باید روشن کنم...چه زود سیگارام تموم میشن...دنیای منم تو اوج جوونی تموم شد...سیگاربعدی و روشن میکنم...کام های سنگین میگیرم...

دوست دارم چشم هامو ببندم و تو گذشته غرق بشم...

امیدوارم چشم هام دیگه باز نشن تا با یه خواب ابدی از این زندگی خسته کننده راحت شم...

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 15:0 توسط دل شکسته...|

دانلود موزیک جدید

وقتی دیدمش قلبم شروع کرد به تند زدن من یه نخ سیگار...

خواستم برم جلو استرس داشتم من یه نخ سیگار...

دل رو زدم به دریا...

رفتم حرف رو زدم خندید...

از خوشحالی جیغ کشیدم من یه نخ سیگار...

فرداش قرار گذاشتیم کلی حرف زدیم...

نا خوداگاه دستم رفت تو جیبم پاکت رو در اوردم...

دیدم نگاهش سنگین شد...

نخواستم کم بیارم روشن کردم سیگارم رو...

با خنده ای گفتم با این رفیق قدیمیه من که مشگلی تداری...

خندید دست کرد یه نخ برداشت... گفت رفیق تو رفیق منم هست...

کام اول شروع کرد به سرفه کردن خندیدم...

کام دوم...

کام سوم...

روزگار گذشت لحظه ها خاطره ساز شد...

دور دور کف خیابون های شهر دو نخ سیگار یکی من یکی اون...

تو غم دو نخ سیگاریکی من یکی اون...

تو خوشحالی دو نخ سیگار یکی من یکی اون...

تو بغل من دو نخ سیگار یکی من یکی اون...

............ گذشت..........

دوا شد...من یه نخ سیگار اون گریه...

رفت من یه نخ سیگار اون با یکی دیگه...

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 14:52 توسط دل شکسته...|

گاهی که خیلی غمگین میشوم گریه نمیکنم

 فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمان

و مختصات مکان حواله میدهم

و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم

 و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم

 و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید

 و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم

 و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !

گاهی که خیلی غمگین میشوم خودم را نوازش می کنم

 در اوج تنهایی و خود را در آغوشِ خود رها میکنم ،

 دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم

و فراموش نشده ام ، نمرده ام !

گاهی که خیلی غمگین میشوم

 مدتها خود را در آینه مینگرم !

امروز از آن گاهی هاست...

نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 0:34 توسط دل شکسته...|

تو چشمای پر از اشکم به دنبال چی میگردی؟



منو بازیچه دست هوس های خودت کردی



میگفتی مال هم میشیم یه روزی تا ابد اما



تو از اینجا داری میری بدون من خودت تنها......



همش تقصیر قلبم بود که از دنیا تو رو میخواست



داری میری برای من همینجا اخر دنیاست

نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 0:22 توسط دل شکسته...|

 

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﭘﺴﺮﮮ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺪﺍﻓﻈﮯ ﺑﻪﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﮔﻔﺖ :
 
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﮮ ﻣﯿﺸﮯﺍﺳﻢ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺍﮔﻪ ﺑﻤﻮﻧﮯ ﻣﯿﺸﮯ ﻣﺎﺩﺭﺩﺧﺘﺮﻡ ...
 
ﺳﻼﻣﺘﮯ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻝ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﮯ ﺑﮭﺶ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﮯ ﻧﻪﻣﯿﺘﻮﻧﮯﺑﮭﺶ ﻓﮏ ...ﻧﮑﻨﮯ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﻟﺒﺨﻨﺪﮮﮐﻪ ﮐﻤﮑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﻪ ﺗﻮﺿﯿﺢﻧﺪﯼ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺍﻏﻮﻧﻪ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﺍﻭﻧﺎﯾﮯﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﭼﮯ ﺑﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺱ ﻣﻮﻧﺪﻥ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﺯﻣﺎﻧﮯ ﮐﻪ ﺗﻮﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻮ ﮐﻮﺗﺎ...ﻩﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﭘﺴﺮﮮ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﯾﻪﺑﺎﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻪﻋﺸﻘﺶ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭﻟﮯ ﭘﺎﺵ ﺑﯿﻔﺘﻪﺩﺳﺘﺎﺷﻮﻭﺍﺳﻪ ﻋﺸﻘﺶ
 
ﻣﯿﺪﻩ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﻋﺸﻘﮯﮐﻪ ﻃﺎﻟﻌﺶ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﺖ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﮯ ﮬﻨﻮﺯﻡﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﮮ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﮐﺴﺎﯾﮯ ﮐﻪﭘﺎﮮ ﮬﻢ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﻭﻟﮯ ﺍﺯ ﮬﻢ ﺳﯿﺮﻧﺸﺪﻥ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﺍﻭﻧﺎﯾﮯ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ ..
 
ﺑﻪﺳﻼﻣﺘﮯ ﺭﻓﯿﻘﮯ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﺎﺩ ﺳﺮﺧﺎﮐﻢ,ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺟﻠﻮﺵ ﭘﺎﺷﻢ,ﺍﻣﺎﺧﯿﺎﻟﻢﺭﺍﺣﺘﻪ ﺧﺎﮎ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﺷﻢ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯﭘﺴﺮﮮ ﮐﻪ ﺗﯿﭗ ﻭﻗﯿﺎﻓﺶ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﻭﻟﯽﻏﯿﺮﺗﺶ ﻣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺪﺭﺷﻪ ...
 
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﮯﺍﻭﻧﮯ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﺮ ﭘﯿﮑﺶ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﺸﻘﺶﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻭﻟﮯ ﻋﺸﻘﺶ ﻣﺰﻩ ﺷﺮﺍﺏ ﯾﮑﯽﺩﯾﮕﺴﺖ ...
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 15:55 توسط دل شکسته...|


شراب خواستم... گفت : " ممنوع است "


آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است"


بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است "


نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است "


نفس خواستم... گفت : "ممنوع است "


هه


 حـــــــــــــــــــــــالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه


با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد


و با هر چـــه بوســـــــه ، سنــــــــگ ســــــــرد مـــــــــــزارم را


و چه ناسزاوارعکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند


و در حسرت نفس های از دست رفته ، به آرامی اشک می ریزد

نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 13:51 توسط دل شکسته...|

میخوام چند تا سلامتی بگم ...

خیلی غمگینه ...

سلامتی پسری که یه روز عاشق شد ...

سلامتی دختری که یه روز عاشق شد ...

سلامتی پسری که اندازه یه نگاهم به عشقش خیانت نکرد ...

سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت ...

سلامتی عشق پاکشون ...

سلامتی اون همه خاطره ها شیطنت ها دیوونه بازی ها زیر بارون قرار گذاشت ها خیس

شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها ...

سلامتی دوستی که زیر اب پسرو به دروغ زد ...

سلامتی دختری که حرف مثل خواهرشو باور کرد ...

سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد ...

سلامتی اون قسم ها اون دوست دارم هایی که هیچ وقت داده نشد ...

سلامتی پسری که هر چی قسم خورد و التماس کرد فایده نداشت ...

سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد ...

سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو به دست بیاره و بره خواستگاری ...

سلامتی ۲۱ ماه پست دادنا و لحظه شماری ها و دور بودنا ...

سلامتی روزی که پسر دعوت شد به جشن عقد عشقش ...

سلامتی او شب ...

سلامتی اون دوستایی که به خاطر حال پسر بغض داشتن اما پسر خندید تا جشن خراب نشه ...

سلامتی اون خنده ی زوری ...

سلامتی عروسی که ماه شده یود ...

سلامتی عاقدی که اومد ...

سلامتی اون شناسنامه ها ...

سلامتی بغض پسر ...

سلامتی بار اول ...

سلامتی بغض پسر ...

سلامتی بار دوم ...

سلامتی بغض پسر ...

سلامتی بار اخر ...

سلامتی بغض پسر ...

سلامتی پلاک زنجیری که پسر واسه زیر لفظی روزعقدش گرفت و تو جیبش موند ...

سلامتی زیر لفظی که یکی دیگه داد ...

سلامتی پسری که هنوز امید داشت  که به عشقش میرسه ...

سلامتی اجازه بزرگ ترا ...

سلامتی """"" بله """"" ....

سلامتی بغض پسر ...

سلامتی چشم خیس دوستا ...

سلامتی بغض پسر ...

سلامتی اون حلقه ای که جایگزین حلقه پسر شد ...

سلامتی ماشین عروس ...

سلامتی سستی زانو ...

سلامتی سیاهی چشم ...

سلامتی اون شب ...

سلامتی پاکت سیگار و نخ هایی که با نخ قبلی روشن شد ...

سلامتی بغض پسر که توی ایینه شکست ...

سلامتی فرداش ...

سلامتی مهمونی که دختر گرفت ...

سلامتی دوستایی که جمع شدن ...

سلامتی اون پسر تو مهمونی ...

سلامتی شب و روزایی که سخت گذشت ...

سلامتی دوستی که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفت از رو حسادت ...

سلامتی دختری که با تمام وجود گریه کرد ...

سلامتی تیغی که تیز بود ...

سلامتی رگ دست ...

سلامتی دختری که خود کشی کرد ...

سلامتی لحظه ای که به پسر خبر دادن ...

سلامتی ملاقات تو بیمارستان ...

سلامتی اون ۶.۵ دقیقه ی تنها با دختر ...

سلامتی اون چشمای نیم بازخیس ...

سلامتی شرم دختر ...

سلامتی صبر پسر ...

سلامتی قسم ها یی که پسر به دختر داد تا فراموش کنه تا زندگیش خراب نشه ...

سلامتی قسم جون پسر ...

سلامتی قبول کردن دختر ...

سلامتی لحظه ی خدافظی ...

سلامتی چشمای خیس ...

سلامتی یه عمر تنهایی ...

سلامتی حرفایی که نمیشد گفت اما یه متن شد ...

سلامتی خنده های کودکی توی راه بود ...

سلامتی دختری که مادر شد ...

سلامتی پسری که حسرت پدر بودن تا اخر عمر به دلش موند ...

سلامتی امشب ...

سلامتی عاشق هایی که هرگزبه عشقشون نرسیدن و از دور نگران یکی یدونشون بودن و با

بغض با سکتشون گفتن اهای غریبه این که دستش تو دستای تو همه دنیای منه مراقبش

باش .................................

لطفا نظرتون رو درباره این پست

  بگین چطور بود؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 22:53 توسط دل شکسته...|

چه شب ارومیه...!!!

باد میزنه به تن لخت و سرد من...

خاکسترهای سیگارم تو هوا به رقص در میان...

پکهای من یواشتر از همیشه هست...

به جرم اینکه گفتم منو نادیده میگیرن...

قفل قفلم به این اتاق لعنتی...

تلخ تلخم این روزها...

این روزها دیده نمی شوم...

بال و پرم چیده شدن...

شانه هایم خمیده شدن...

چه غریبه شدم ازم رو برمیگردونن...

دارم پاک فراموش میشوم ...

تنها یک ارزو دارم... خوابی ابدی...

حق داری بری برو...

من یه زندونیم تو خودم حبس شده ام...

کاش میشد یک بار چشم هارو باز کرد...

دنیای من هم دیده می شد توش...

خیلی ها از من گذشتن...خیلی وقته که محتاج کسی نیستم...

بسته شدم به این اتاق لعنتی...نه فکری دارم نه رویایی...

تنها شدم... دنیام خیلی وقته ریخته به هم...

سیگارم و روشن میکنم...باورش سخته...خیلی سخته...خیلی شکستم...دور شدم از این دنیا...بین زمین و اسمون معلغم...

هه...سیگار بعدی و باید روشن کنم...چه زود سیگارام تموم میشن...دنیای منم تو اوج جوونی تموم شد...سیگاربعدی و روشن میکنم...کام های سنگین میگیرم...

دوست دارم چشم هامو ببندم و تو گذشته غرق بشم...

امیدوارم چشم هام دیگه باز نشن تا با یه خواب ابدی از این زندگی خسته کننده راحت شم...

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 11:3 توسط دل شکسته...|

پست ثابت ؟؟؟خواهشن تو این پست

جواب خودشو بدین نه این که یادگاری

بنویسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کامنت تو پست های دیگه بنویسید!!!!!

 

سلامتی روزی ک اسمم بیاد رو لب رفیقام...



یه پوزخند بزنن و با پشت دست اشکاشونو پاک کنن

 

 وبگن:هههههههییییی .....کی فکرشومیکرد....

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 0:59 توسط دل شکسته...|

اولین روز باران را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی

چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم

سعی میکردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد میکند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من

کاملا خیس شد

و

و

و

و

چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

ومجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش وچالمان 

نرود دو قدم از هم دور تر راه برویم

.

.

.

.

.

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم

تنها برو

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 17:14 توسط دل شکسته...|

داشم موزیک گوش میدام .سیگار رو برداشتم،روشن کردم رفتم کنار پنجره.کام می گرفتم و به آسمون نگاه می کردم....

یه شب سردو آروم،پنجره نیمه باز و دود سیگار و صدای اهنگی پر از خاطره بود....سیگارم تموم شد پنجره رو بستم رفتم رو تختم.... گوشیمو برداشتم وشروع کردم به نوشتن اس ام اس...

salam divune....khabi ya bidar???man ke aslan khabam nemibare.....oun ahang ghashangaro goosh midam...hamonike hamishe 2taiimikhondim.....emshab yade raft sms shab bekheyr bedie.....yeki talab man.....khoooooooooooooooooob bekhabi eshgh man........booooooooooooooooooooooooooooooooos

مث همیشه می خواستم مسیج رو بفرستم واسه عشقم....ولی یهو یادم اومد که اون سه روز پیش ازدواج کرده.....چشام پر از اشک شد..... بغض کرم... گوشی از دستم افتاد...موزیک تموم شد ... صورتمو گذاشتم رو بالش.... بی صدا گریه کرم....

دست خودم نیست .... خیلی سخته ،آخه سه سال باهم بودیم.... ویه دنیا خاطره و روز های تلخ و شیرین که تو سه روز تموم نمیشه..... خیلی سخته...

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 15:23 توسط دل شکسته...|

اینـــو آویــــــــــزه گوشت کــن...!


مگـــه نخوآستــی بــــری؟

پس اینکــــه گــــریــــــــه می کــــنم یــآ نـــه!

اینــکه شــــآدم  یــــآ نـــه!

اینکـــه مــوآظـبـــ  خــــودم هستــم یـــآ نــه!

بـه خــودم  ربــطــ  دآره {!!!}


تـــو کـــه بـــه خــــواسته ات رسیـــدی...


رفتـــی......

پس دیگــــــــه  { ســـــــآکت شو لــعــنــتـــی }

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 17:16 توسط دل شکسته...|

سلامتیه اون سربازی که تو ایست بازرسی شیشه مشروبو دید

 ولی فقط خندیدو با

بغض گفت :یک پیک هم به سلامتیه دوست دخترم بزنید که

امشب عروسیشه...

به سلامتی عاشقی که وقتی ازش پرسیدن : چرا ناراحتی ؟ گفت :

تا حالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی ؟

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 16:51 توسط دل شکسته...|

خيلــــي وقــــتا بهــم ميگن : چرا ميخنــــدي بگو ما هــــم بخنـــديم...

اما هرگــــز نگفتــن: چرا غصــــه ميخوري بگـــو ما هــم بخــوريم...

نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 19:39 توسط دل شکسته...|

فکر کردن به تو ، کار شب و روز من شده ، بس که حالم گرفته است ، چشمانم غرق در اشکهایم شده ….

دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ….

همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…

انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم…

این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ….

دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام….

فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم….

دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟

در حسرت یک لحظه آرامشم ، دلم میخواهد برای یک بار هم که شده شبی را بی فکر و خیال بخوابم…

تو هم مثل همه ، هیچ فرقی نداشتی ، هیچ خاطره ی خوبی برایم جا نگذاشتی ،حالا که رفتی ، تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی….

گرچه از همان روز اول میخواستمت ، گرچه برایم دنیایی بودی و هنوز هم گهگاهی میخواهمت ، اما دیگر مهم نیست بودنت ، چه فرقی میکند بودن یا نبودنت؟

سوز عشق تو هنوز هم چهره ام را پریشان کرده ، دلم اینجا تک و تنها راهش را گم کرده ، این شعر را برای تو نوشتم بی پرده ، هنوز هم دلت نیامده و خیالت ، خیال مرا پریشان کرده …

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 8:30 توسط دل شکسته...|

خیلی سخته دستای کسی رو ..

که دوستش داری ..

که عمرته ..

که عشقته ..

بزاری تو دستا

 

ی یکی دیگه و آروم بگی :

آی ی ی غریبه .. مواظب
عشقم باش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 2:25 توسط دل شکسته...|

شــب خــوابــیدی تـــو تختــت...!،هـــــی قــلت مـــی خوری

بــعد گوشیتو برمی داری مینویسی: خوابـــــــــــــم نمی بـــــره...

ســرد می شی!،بغض می کنی

می بینــــــــی که هـــــــیچکسو نـــداری که اینو واسش بفرستی ..... 

 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1392ساعت 16:30 توسط دل شکسته...|

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1392ساعت 15:13 توسط دل شکسته...|

 
یاد گرفتم که … عشق با تموم عظمتش چند ماه بیشتر نیست …. !!!

یاد گرفتم که … عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی :

دو خط موازی که هیچ وقت بهم نمی رسن …. !!!

یاد گرفتم که … همون قدر که محبت کنی ارزشت کم میشه …. !!!

و یاد گرفتم که …. هرچی عاشق تر باشی…. تنها تری ….

عکس های جدید و احساسی عاشقانه سال 91

نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 14:23 توسط دل شکسته...|

سر خاك من...!


اونيكه بيشتر اذيتم كرد،


بيشتر گريه ميكنه...!!


اونيكه منو نخاست،


بلاخره مياد ديدن جسدم...!!


اونيكه حتي نيومد تولدم،


زيـر تابـوتـمـو گــرفتــه...!!


اونيكـه سلام نميكـرد،


مياد برا خـــــدا حافظي...!!


عجب روزيه اون روز فقط حيف كه خودم نيستم!



نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 17:45 توسط دل شکسته...|


خدایا جای سوره ای به نام (عشق )در قران تو

خالیست،که اینگونه آغاز شود....

"قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی

 نخواهی یافت"

نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 17:37 توسط دل شکسته...|


آخرين مطالب
» عکسای خودم برو ادامه مطلب...
» چرا دوستم داری...
» روزی خواهد رسید...
» تیغ...
» بزن بارون...
» خیانت...
» دوستت دارم
» وقتــی کـه رفتــی فکــرِ همــه چــیـــز را کــرده بــودی !
» اینم تنهایی من...
» خواب ابدی...

Design By : Pichak